مآه شب های تارِ من:)
ماه اسمانم، اسمان ایران جانم:)
بتاب و بمان و شادان باش از این مهر:)
«حضرت آقا نه تنها رهبر سیاسی ما، بلکه پدر معنوی و مظهر آرامش قلبی ملتی هستند که در سختترین لحظات، صدایشان مانند نسیمی گرم بر دلهای آشفته مینشیند.»
در حیرت ابدی از وجود شما، جان ایران:)
سکانس های نزدیک و تحیر:!
سکانس اول*
شبی در ارامش و شادی و عشق... نزدیک به صبح در بامدادن بووووم... صبح صدای بهت و شکی عظیم، رفتن عزیزان جانمون، حافظان این خاک مادری، سلامی ها، حاجی زاده ها و غم... و عزیزان وطن دار...
به اغازین صبح چنان چینشی چنان تدبیری اندیشید حضرت پدر، به شب نرسیده، اولین موشک های ما به قلب تل اویو برخورد کرد، ان ها نه موشک و ن صلاح بلکه امید و ارزو و انگیزه ی تمام مظلومان عالم بود ک بر فرق این جرثومه ی فساد وارد شد و جهانی به عدالت برخاست از نام علی..
هر کس در هر جای جهان شرافت و عزت و غرور فراموش شده ی انسانیش به جریان افتاد و عالمی پشت علی ایستاد، و صلاح ما ن موشک ن اسلحه که صلاح ما ایمان ماست، اراده ی خدا و اراده ی روشن ما در امتداد اراده ی خدایمان، ما رمیت اذ رمیت ولکن رمی الله:)
این اخرین نبرده قطعا، حالا خودتو حفظ، کن باوراتو سفت بچسپ، که هرکس با ولی بود برد و هرکس نبود باخت، یک ماه ازگار ناو اورده اینجا و نمیزنه، ایا دلش باحالمون سوخته ن، اون تنها امیدش به همین دوگانگی هاست ک اگه شکافی باشه و دامن بزنه و قتی کشور درگیر داخله بیاد و لقمه جویده و ایران ضعیف شده رو به غارت ببره، چ بسا اکنون بحث جمهوری اسلامی نیست، الان بحث بحث ایرانه، وطن، وطنی ک خواب های رنگی براش دیدن و نخایم گرمی خواب چشم کسی بشیم، وطن مادره، مادر ما، بخوان لالایی عاشقانه برای طفلکانت...
در طرف دیگر شیطان است و زر وزور تزویر! اینها دشمنان مایند، عده ای شیطان مجسم ک کمترین کارشون تجاوز و زنده خواری و تجاوز هست اونجا ک اقای پیشرو میخونن، پادشاهان قدیم دارن برمیگردن اونایی ک میفهمن ساده تر میجنگن... یه جاییش میگه، شاید ضحاک گرسنه شه و پیتون به کارش نیاد! حق مشخصه و باطل اشکار!
ریزش دین ها، مومن ها، کسانی ک تو صفین جنگیدن همونا ابو به رو امام حسین بستن بله جانم تاریخ پر از درسه اگر درس نگیری محکوم به تکرار اون میشی!
من و افتخارمون دینمونه خدامونه رهبرمونه...