در من بدمی، من زنده شوم 🥰
یک جان چه بود، صدجان منی:)

بهار اومد خوش اومد:)
بوی بهارِ خدا جوری پیچیده، که ادم سخته عاشقی نکنه، سخته عاشق نشه..
بوسیدمش، بوسیدمش عمیق و از انحنای جان در شیار به شیار تن و سلول به سلول بدن، تا انجا که قلب جای خون، عشق پمپاژ کرد از بطن و دهلیز و ان شادانه هورمون به لب رسید و منحنی لب به شبنم عشق وهمزمان چشا خندیدن از این شادانه عشق، دردانه عشق
عسل نگاه او، جوگندمی پر داستان گیسو کمندش، چین و شکن این دریای مواج، من با سر زلف پر پیچ و خمش چه داستان ها ک ندارم..
دستان او که معجزه خوش خداست، بوسیدم و چشمانش که اینه ی خدا نمای من و قبله گاه مقدسم حریم پیشانی بلندش بوسه که زدم تو گویی کاینات به محراب اندرون و به سجود لازم، پر گرفت ارام دل در صحن ضریح همیشه مقدسش و چه تقدسی داری برای من ای سرزمین ابدی عاشقانه در تنت، گویی که خدا در قالب کالبد فرود امده تا عاشقی کنمش و بپرستم پیچک وجودش رو سیراب بشم از این نازدانه هستی..

دوستت دارم ارامش من:)

Nedgoli

🦋 مناجات شهدا

خدایا! هر چند می دانم به علت کثرت گناهان، شاید دعایم مستجاب نشود اما خدایا! همه امیدمان به توست... خدایا! ما را از گناهان پاک کن و به ما توفیق رسیدن به جوار خودت را عطا نما... نور ایمان را به دل هایمان بیفزا و عشق خودت را در قلب ما قرار ده و ما را جزء عاشقترین افراد بگردان...

شهید مسعود آخوندی 🤍

دلی نوشت: خدای قشنگم دوست دارم امسال روزه بگیرم، تو هوای منو داشته باش، حالا که دردا کمتر شدن این موهبت سحر ها رو بهم بده، هوای اون سالها، اون دور همیای اون سالا طعم ربنا ربنا ها، دعای سحر، دعای افتتاح، ابوحمزه، اخ که یا رب رب گفتنا، قران به سر گرفتنا، علی علی گفتنا، تو خدای رهایی مایی، رها کننده از ترس و بدی و رسیدن به ارامش...

ماه رمضان مبارک همگی:)

Nedgoli

عاشق بشین!

انسان اگه عاشق نباشه بوی نا میگیره، همون نا یی که وصل میشه به امید و اسمش میشه «نا امیدی»

علم و منطق ما ها رو حسابگر بار میارن، اینکه مدام بشینی و حساب کتاب کنی تهش دو دوتات میشه چهارتا، منفعتی از پسش هست، منطق ما هارو فرسوده میکنه به قول اقای بهشتی مارو پلاسیده میکنه، پس فرصت عاشقیو از دست نده و عاشقی صرف میل به فردی نیست خاصیت ذات عشق نامحدوده و جهان بلکه ورای این جهانو شمول میشه، وقتی عاشقی با نسیم خنکی، گلی، شمعی، زلفی، حرکت ماده ای، جمادی، زیر و رو میشی و فراسوها ب سمتت نمایان میشه، اونجا که جبران جلیل جبران میگه: عشق ن مالک است و نه ملکوت زیرا عشق برای عشق کافی است:)

دلی نوشت: از ورای این جهان از بالای دید قبلی به زیستنم خیره میشم و اینبار بیشتر میفهمم من هیچم در این دایره ی هستی و چقد نمیفهمم:) ♡

پس چنگ میزنم به معدن علم جهان، به علی به خدای علی، به سید علی قلبم، فارغ از هر چیزی میبینم که چطور پلن هات بینظیره و دلم و عقلم میگه طرف کسی بایست که حقه، شاید خدای من و سید علی یکیه! سید علی که هزاران بار ازش چیزایی دیدم که حق بوده و دل و عقل حکم میکنه جایی باشی دور از شیطان، جنود شیطان دارن از پس پرده خارج و نمایان میشن و نمونه اش پرونده اپستین، خدای من برای ماها خیلی سال پیش این چیزا دیدنی بود، دین شیطان، خون و گوشت و در اخر تجاوز به کودکان، این دیگه عقل و عدالت خودت بستگی داره کدوم سمت بایستی کسایی که شیطانم در برابرشون هیچه، و از هیچ شرارتی فرو گزار نمیکنن و خودشون رو در قالب فرشته ی منجی تو ویترین دنیا نشون میدن، همون دستی که به تعبیر حضرت اقا مخملیه زیرش چدنیه باهاش دست که بدی چدنو تا استخونت خراش میده، همون خیرهایی که کودک ب سرپرستی میگیرن از تمام جهان همونا دقیقا کودکا رو میندازن به قول اقای پیشرو میندازن تو لونه سگ، تو بازیچه نباش، خدای ما بزرگتر از شیطان و جنودشه، خدایی ک خدایی بلده کافیه تو صف خدا باشی و تنهاش نزاری..

دوستت دارم

Nedgoli

💙🫂از تو بعید نیست جهان عاشقت شود
شیطان رانده، سجده‌کنان عاشقت شود

از تو بعید نیست میان دو خنده‌ات
تاریخ گنگی از خفقان، عاشقت شود

توران به خاک خاطره‌هایت بیفتد و
آرش، بدون تیر و کمان، عاشقت شود

چشمان ت، که رنگ پشیمانی خداست
در آینه، بدون گمان، عاشقت شود

از تو بعید نیست، قیامت کنی و بعد
خاکستر جهنمیان عاشقت شود

وقتی نوازش تو شبیخون زندگی‌ست
هر قلب مات بی ضربان، عاشقت شود

از من بعید بود ولی عاشقت شدم...
از تو بعید نیست جهان عاشقت شود💙🫂

Nedgoli

سلامان زندگی:)

خدای زیبای من شکرت:) ممنونم که هستی و اینقدر قشنگ خدایی میکنی زیبام:)

دوستت دارم زیباترین:)

همینکه بهت فکر میکنم و مطمئنم که هستی دلم قرص میشه و میگم شکرت در همه حال:)

میدونم روزهای در رنجی رو دارم میگذورنم و به اینم واقفم که تو دوستم داری و کنارمی پس توکلم و امیدم به خودته:)

ما ها خیلیامون دیگه اون ادم سابق نشدیم، شاید خیلی لبخندا، خیلی زندگیا بعد یه برهه ای عطر و طعم دیگه ای گرفت..

مث اخرین دیدار پنجشنبه هجدهم دی ماه.. مث قبل نماز و غروب افتاب و خنده های از ته دلمون و قب چند ساعت بعدش که دیگه تویی وجود نداشت.. میدونم در ارامش خوابیدی و به حیات ابدی رسیدی لطفا هوای من زمینی رو داشته باش.. همراز و همسفر:)

بوی عید و سال نو و بهار پیچیده، بهار سرسبز دلم یه سال تازه...

بوی نو شدن، از نو شروع کردن، در هوای تو بی پروا عاشقی کردن... دوستت دارم

بی بازگشت... اخرین بار از خونه بیرون رفتن، رفتنی که قرار بود کوتاه باشه اما به بلندای ابدیت کشید...

به یاد تمام هموطنان به اسمان سفر کرده

2427... نفر زندگی... 2427نفر عشق...

Nedgoli

من از تمام دنیا شبی بریدم، تورا که دیدم...» ♡

این دنیا قشنگه، دوست داشتنیه، اما یه ویترینه، ویترین از تموم چیزایی که دوستشون داری و در اخر تو نمیتونی همه ی اجناس پشت شیشه رو برداری، تنها به اندکی بسنده میکنی، اینجا محل دل بستن نیست، ما اومدیم اینجا توشه ای از عشق برداریم و در اخر پرواز کنیم در حریم بی نهایت خدا:)

گلی عزیزم به دنیاو اهل دنیا دل نبند چشمات به خدایی باشه که سخت غریبه این روزا، خدایی که رب جهانه، و امروز پرستش خدایان بتی هزار هزار!

دلم شکست و اشک جوشید از چشمه ی حیاتم، میون این اشک ها کلیپی دیدم از حضرت اقا، از مظلومیت ایشون و ما فرزندهای دست ز عشق کوتاه، اینکه اینقد دوستتون دارم، هرچی بشه بازم دوستتون دارم، هرچی بشه، به ما عزت بخشیدین و عزیز یک ملت و خدا شدین، چون پدری مهربان هممون رو کنار هم جمع کردین، اون حرکت شما بعد چن یاعت جنگ دوازده روزه اصلا حتی در مخیله ی کسی نمیگنجیدو به ما اقتدار بخشبدین، فکر نمیکنم انصاف باشه اینهمه وطن پرستی شما رو نادیده گرفت، حرف برای عاشق شما بودن بسیاره... سید علی مقتدر مظلوم من:»

Nedgoli

اشک رازیست

لبخند رازیست

عشق رازیست

اشک آن شب لبخند عشقم بود

قصه نیستم که بگویی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی

یا چیزی چنان که بدانی

من درد مشترکم مرا فریاد کن

درخت با جنگل سخن میگوید

علف با صحرا

ستاره با کهکشان

و من با تو سخن میگویم

نامت را به من بگو

دستت را به من بده

حرفت را به من بگو

قلبت را به من بده

من ریشه های تو را دریافته ام

با لبانت برای همه لبها سخن گفته ام

و دستهایت با دستان من آشناست

در خلوت روشن با تو گریسته ام برای خاطر زندگان

و در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترین سرودها را

««زیرا که مردگان این سال عاشقترین زندگان بوده اند...»»

Nedgoli

فرمانده کل قوا..

سلام ای ضربـــــــان غـــــــیـــرت مـــــآ ♡✓

از طوفان بخوان....

ای ایران بخوان:)

.........

دوستت دارم و جان و انچه دار و ندارم فدای لبخند تو...

اللهم احفظ قائدناو حبیبنا و عزیزنا سید علی حسینی الخامنئی: ♡

Nedgoli

سلام علی آل یاسین...

این کلمات پر از عشق تو سرم تکرار شدن...

مثل اهنگ فرمانده کل قوا:)

مثل سلام فرمانده...

و ناخوداگاه این دیالوگ سریال مختارنامه تو ذهنم ردیف میشه، چه کشید علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان به ظاهر دین دارـ. یا ایها الذین امنو فامنو....:)

چه حکمتی پشت اسم علی نهفته.. که در عین عدالت و شجاعت همیشه ی همیشه مظلوم تاریخ اند.. و چه کشید علی جان ما در ان کوچه ی غربت.. یل خیبرشکن با دستهای بسته در مسیر کوچه و فاطمه ی پهلو شکسته...

روزی کسی میگفت علی خیبر شکن چگونه دست بسته بود و کاری نتونست بکنه، من این کلمات تو ذهنم ردیف میشه، جهل جماعت! هنگامیکه در جامعه بصیرت نباشه دین به سکه ای به حرفی فروخته میشه...

سید علی مظلوم من تو در میان مردمت تنها نیستی، تو در میان مسولینی (بعضی)تنهایی که کمر به بی ابرویی تو بسته اند...

سلام فرمانده...

Nedgoli

خـــــدایــــا شــــکــرت:)

صدای پر نور حضرت مآه پیچید تو گوش سرم:

گفت: گرم است به هم پشت رقیبان پی قتلم

ایـ عشقِ دل افروز، دل من به تو گرم است:)

دل ما به خدایی گرمه که قشنگ خدایی کردن بلده

دل ما گرم خداست.. هم مبتدا. هم منتها:)

دل ما به امام زمانمون گرمه، به داشتن صاحب، به سید علی حسینی خامنه ای، جان من فدایش هزار بار، هزاربار،

بابی انت و امی:) ♡

پ ن: دوستت دارم، در اسمانها و در قلب من، مراقبم باش، عشق از قلب به اسمان سفر کرده، پنجشنبه ات به خیر جانان...

دوستت دارم:)

Nedgoli

🌹🫶هربار که نگاهت می‌کنم

جمله‌ای آشنا

به ذهنم خطور می‌کند:

در این سرزمین ،چیزی هست که ارزش زندگی کردن دارد...💙🤍



محمود_درویش

Tags :

#سید علی جانم

Nedgoli

سلامان زندگی:)
خودآیــآ شکرت:)
در میانه ی صبحی زمستانه، نشانه های گرمآی تن در این روح به کالبد امانت گزیده اشکار شد. و تب از زیر پوستین به استخوان رسید و پیچید چون دونده ای سرعتی در پیچک وجودم، چشمانم از ساحل گذشت و به عمق دریا رسید، شور و مواج، دریا ریزش کرد به پهنه ی خشکی صورت، از کوه بینی عبوور و از تپه ی گونه پایین و به دشت زار منحنی لب رسید، لبالب اب شد سراسر خشکی صورت، و پشت هم پلک ها باز و بسته میشدن و من در این کوره و سوز و گداز تن چونان ماهی به تنگِ تن برخورد میکردم، در ان ناخوداگاه، خشمی از مخچه عبور و به لب رسید و ناگاه برگشت باز به جای ابتدایی، و ناخوداگاهی زمزمه کرد، عشق،!
تو خدایی داریی مهربانتر از مادر، در اغوش او خودرا رها کن، و مستانه بخند از این مرحله نیز بسلامتی عبور خواهی کرد.
تب رفت و صبوح امد:)

دوستت دارم خداایی که مراقب منی،
عاشق منی..
عــــــاشقـــــــــــتــــــــــمـــــــ:»

Nedgoli

السّلامُ على أمی
أوّل الأوطان
وآخِر المنافی

سلام بر مادرم
اولینِ وطن‌ ها
و آخرینِ تبعیدگاه‌ ها

******

سلام علی وطن:)

سلام بر مادر...

نام مادر برازنده ی تو «ایران خانم»

در دل التهاب دوران ها، زخم ها خوردی، سیلی ها خوردی، هزاران بار افتادی و ترک برداشتی گاها خمیده شدی و به موو رشته ای بند شدی اما نگسستی، ناامید نشدی و تمام فرزندان خلف و ناخلف خودتو در دلت جآی دادی و چهره شاداب کردی، یگانه مادر من، ایران قدیمیِ جوانِ من،

انقلاب نوپا و جوانت رو حفظ کن در برابر اهریمنان:»

ایرانشهر زیبا، شهرِ یاران، زیبای دوست داشتنی، شاداب بمان،

دوستت دارم:)

Nedgoli

♡تو از قبیله ی لیلی
من از قبیله ی مجنون
تو از سپیده و نوری
من از شقایق پرخون
تو از قبیله ی دریا
من از نژاد کویرم... ♡

و صبح دمان، میان تلالو قرمز و زرد خورشید، سر خواهد زد صبح امید، در ان هنگام شاخه های صلح در زیتون نگاه ما در خواهد تنید، و انجا مرزها شکسته میشوند، فرقه ها به زانو و تمام بت ها به فراموش خانه ی تاریخ خواهند پیوست، در انجا، من ها، توها، ماها معنای دیگری خواهند داشت، در انجا ریتاها عاشقانه محمودها را عاشقی خواهند کرد بدون ترس، بدون نرسیدن ها و عشق انجا معنای عشق است و خوش سحری است ان سحر که مزین به نام ازادی و صلح و در کنار ان وارث زمین...

دوستت دارم

شکوه زندگی، نور من،:) ♡

Nedgoli

مصابة بک حتی العظم

تا استخوان به تو مبتلایم. 💙

دوستت دارم و این دوست داشتن تنها چیزیه که منو وصل میکنه به حیات:»

حیاتی ترین شاهرگ زندگی

دوستت دارم:»

باش و بتاب در من، مآه شبهای تار من:)

Nedgoli

تولدت مبارک:)

خدایا شکرت:)

خوشبختم من برای دیدن یک سال دیگه از حیات تو در کنار من:) یا من در کنار تو:)

چه زیباست بودنت، و چه زیباست این شور این عشق، این بودن ما در کنار و به موازات هم:)

یک زمستان در عاشقی،یک زمستان در شور عشق، عزیرترین برای هر کس، شیرین تر از عسل، مادر تر از مادر، عطر وجود تو پیچیده در جهان من، زیبای مهربان، تولدت مبارک.. جان من فدای تو.. فدای سبز و سفید و سرخ پرچم تو..

میهن من، مادر جهان من، ایران جوان من، ایران شهر زیبا، تولد زیبای تو در تحول و زایش جدیدت «انقلاب» مبارک:)

✓تولدت مبارک ایرانشهر، انقلاب من...

Nedgoli

بهار…
از نامه های عاشقانه ی من و تو
شکل می گیرد
دوستت دارم
و پایان سطر نقطه ای نمی گذارم

دلی نوشت: این واژه ها رو مرور میکنم و تو در من جوانه میزنی به تعداد ابیات به دلتنگی رفته!

تورق سطر سطر عاشقانه ام، زیستن در سالهای دور و نزدیک، اینکه تو باشی و من باشم و عشق...

هربار که عشق رو در فردی به جستجو نشستم، شکستم! شاید خاصیت عشق در بند نبودن است، در قید هیچ چیز، آزاد و رها:)

ان زمان که در نوجوانی به تپش رسید قلبم و در دریای نگاهت ارام گرفتم، و بعد تکه های تو در خارج این مرزها هم با اسمان و زمین یکی شد و سهم من از تو جز خاطرات خاکستری چیزی نبود.. و سالها بعد خاستم دوباره شور جوانی رو در دل بپرورانم و سراب شد مسیر و اشتباه با فردی، و تنها چن وقت پس از ان، تو رو یافتم ای دیرین اشنای من، و باز در دل التهاب این میانه ی خاورِ جهان، در لابه لای این شب های زمستانه، تو سوختی و من نیز در عشق تو سوختم، ن نشانی از تو ماند..

و من به چهار حرفی مقدس زمانم به نام تو رجوع میکنم«شهید»

زیبای من در ارامش بخاب، اینجا هنوز قلبی عاشقانه میتپه و مطمئنه روزی تو رجعت میکنی با امام عزیزت و خدا کند ان روز من لیاقت نگاه تو را داشته باشم... ای به امانت برداشته شده از قلبم...

سفرت سلامت

دوستت دارم

Nedgoli

سلامان زندگی:)

سلامان:)

خدایا شکرت:).. بخاطر همه چی، ممنون که هستی و اینقدر قشنگ خدایی میکنی زیبام:)

وَ اُمیدْ،قَشَنگتَرینْ باوَر اِنسانْ اَستْ....🩵💫 ️

امید.. امید.. امید... باور دارم امروز زیباست، زیباتر از دیروز چونکه تو خدای دیروز پر التهاب منی:)

هوا به غایت دلبرانه، عاشقانه شده، پرنده ها جوری شلوغ کردن که مطمئنم دارن به زبان خودشون ترنم میکنن واژه پرستش تو رو.. خورشید سوزنک های قرمزش به دشت داره می تابه و نسیم خنک به زیر پوست و موی من میخزه، چونان به نوازش گرفته تو گویی مادری به شانه کردن موهام:)

بوی تربت مهر مزین به نام حسین (ع) نام زیبای امامی ازاده:) بوی یاس، نرگس خوسبوی سجاده و قامت عاشقی:)

رندگی داره منو میخونه، ب عاشقی، شکرت خدای من:)

دلتنگی و نگرانی همچنان هست، اما دل قوی دار گلی، قطعا خبری می اید،:)

صبح زیبای عشق بتاب در من عاشقانه:)

صبح بخیر زندگی

دوستت دارم باور کن:)

Nedgoli

ای کاش می توانستم بگویم
که با من چه می کنی
تو جانی در جانم می آفرینی
تو تنها سببی هستی
که به خاطر آن
روزهای بیشتر
شب های بیشتر
و سهم بیشتری
از زندگی می خواهم
تو به من اطمینان می دهی
که فردایی وجود دارد...

دلی نوشت: هرجا عشق رفت، بی درنگ تو نیز برو... چشم:)

از عشق تو جوششی در من جاریست به اسم زندگی:)

دوستت دارم نقطه پایان.

Nedgoli

♡✓تو را به جای همه خود باخته ها
و غرب زده ها دوست می‌ دارم
تو را به جای همه آن وطن فروشانی
که دوستشان نمی‌ دارم، دوست می دارم!✓♡

غسان_کنفانی✓

مادر... مادر.. تو مادر مایی، وطن» در سینه ی خود جایمان دادی، در این مقدس ترین ذرات خاک جهان:) در حریم مقدسِ ایران جانِ من:)

زیستن در اغوش تو همیشه مقدس من، زیباترین و بزرگترین افتخاری بود که نصیب روح و تن زمینی من شد، این شاعرانه میهن، این ناگسستنی پیوند، ممنون که مارو در حریم خودت جای دادی مادر:)

ایران شهر، شهر عشق، شهرِ یار، ایران شهر زیبای من، دورباد، دور باد از تو، از تن خاکی تو هر چه گزند و اسیب، و هر چه تلخی به کام من به جای تو، تو بمان، همچون داستان های حماسی شه نامه:)

در شب های هزار و یک شب، شبی بر بام خانه ی زال، شبی در رحم مقدس رود آبه، روزی با تهمتن، و شراره ای پاک نشان از سی آ ووش، روزی در چاه بیژن، و روزگاری با کمان ارش و امتداد کاوه هاو فریدون ها... بخوان لالایی حماسی مادرانه در گوش و تن ما، تو قلب جهان مایی، سرزمین مادری عاشقانه تپش کن، که جهانی از شریان تو عشق میگیره،

سرزمین کوروش ها و زرتشت و پاکی ها، پاینده باش با پرچم سید علی ها:)

دوستت دارم مادر:)

Nedgoli

✓♡در ازدحام دنیا
اگر انسانی را یافتی
که تو را می‌فهمد رهایش نکن

چقدر آن‌ها که ما را نمی‌فهمند بی‌شمارند...✓♡

پ ن: دلتنگم... خسته و ویران...:» باران کی میرسی ایا؟!

تویی بهانه ی این اشک های مدام:)

Nedgoli

أتَعلمُ ما هو الحنینُ؟
الحنینُ هوَ حین لایستطیعُ الجسدُ أن یذهبَ حیثُ تذهبُ الرّوحُ...

هیچ می دانی دلتنگی چیست؟
دلتنگی آن لحظه ای ست که جسمت نتواند به جایی برود که جانت به آنجا می رود

🫂🤍🫶💐💙

Nedgoli

عشق می بارد:)

هوای دلپذیر و زندگی بخشیه، خنک، باد در حال وزیدن، ابرها فشرده سفید و گاهی تیره:گفت: پوشیده اند صبح تورا ابرهای تار، تنها به این بهانه که بارانی ات کنند!

نه فاضل جان من، پوشانده اند صبح مرا ابرهای تار، تنها به این بهانه که عاشقانی ام کنند😁😁😁

حال دلتون، دلمون خوش، زیبا، روزهای خوب نمیان هیچوقت! روزهای خوب ساخته میشن، اکنون و اینجا، دائماً:)

فلذا در جهت ارامش به قلب گلی جانم، پلتفرم های دلهره اور از قبیل اینستا و اقوامش😁کانال های خبری، حذف و نشسته لب جوی و گذر عمر رو به تماشا! مراقبت از خود اینه که در میان طوفان ها بری تو خونه و کنار شومینه ات بشینی و روی صندلی ارامش ات بافتنی اتو ببافی و هم چنانی که بنان از گرامافون طلایی ات پخش میشه و خوشه چین میخونه، و نوار بعدیش ای کاروان میخونه و تو تو ذهنت به رهی و عشق نافرجامش فکر میکنی و صدای جرق و ترق هیزم داخل شومینه به خودت میاره، پامیشی و چای قرمز دارچینتو با گل سرخ تزیین میکنی و کنار کیک گل محمدی در کنار عزیزت میخوری و چنان در اغوش میکشی وی رو که گویی وطن است و تو نحاتش دادی از اشغال... و عطر خوش کوکو پیچیده با سبزی های معطر به زندگی سلامی میدی و بقیه روز رو از سر میگیری:)

لحظه های چنین هزار بار تقدیم تو باد:)

زندگی همیشه قشنگ بوده هست و خواهد بود چون ما خدایی داریم فارغ از رنگ ها، تنوع ها، نزاع ها، جنگ ها، او خدای مصلح است:)

زندگی با من برقص شادانه:)

✓دوستت دارم بادت باشد....

Nedgoli

سلامان زندگی:)

شکرت خدای من:)

دوستت دارم که هستی و اینقدر قشنگ خدایی میکنی زیبام:)

دوستت دارم زندگی:) دوستت دارم صبح زیبای زمستانه:)

عطر بهار پبچیده لا به لای زندگی:) بهار ارزو...

عطر نرگس، عطر خوش عشق 🫶

خدایا شکرت... در این مستانه هنگام، مرا خواندی که باز کلمات عاشقی رو جاری کنم بر این سرخ گوشت زبان، تک تک بخوانم الله اکبر... چه زیباست ترنم کلمه کلمه نماز تو.. عهد دوباره، یاداوری تو در یاد بردن من، جدایی از زمین و وصل شدن به اسمان:) ... شکرت که هنوز صدای تو مارو به عاشقی میخونه:)

باد خنک میوزه لابه لای موهام و خنده میاره تو قلبم، و خبر خوب اینکه بزودی بهار داره میاداااااا

بوی سین سین هفت، بوی سنبل، بوی عشق ایه ایه قران خدا، بوی سمنو و سنجد و سماق، بوی خوش عشق و خنده و یا مقلب القلوب:)

بوی تند ماهی دودی، بوی اسکناس نو. لای کتاب...

بوی خرید نو، لباس نو، حال نو، فال نو، سال نو.. بهار زیبا با اتفاقات خوب بیا:)

شکرت خدای من:)

وطن
لازم نیست حتما سرزمین بزرگی
باشد!!
گاهی مساحت کوچکی است
در حد فاصل دو شانه...

وطن من باش، و موطن خودتو چنان سغت در اغوش بگیر ک از شدت عشق به زندگی وصل بشم، و اشنای من باش از اکنون تا همیشه:)

دوستت دارم وانیل من:)

Nedgoli

غادة السمان:

می خواهی از رازِ قدرتمندیِ من باخبر شوی؟!
هیچ کس
هیچ وقت
مرا واقعاً دوست نداشت...!

این چند جمله... امان از جمله هایی که واقعیت زندگی تو هستن.. چه زیبا جادو کردی با این کلمات، اکنونِ مرا غاده جان.

هیچ کجا، هیچکس، در هیچ زمانی، مرا دوست نداشت، یا نخواست داشته باشه، برام سوال برانگیزه، شدم مث واقعیت فیلم های فانتزی! مث شخصیت منفورِ داستان ها، مث دایه مک فی مهربونِ دوست نداشتنی، مث زن تناردیه!

مث تموم منفورهای عالم که کسی دوستشون نداره.

گلی جانم، من دوستت دارم، ما همو داریم، همو بغل میکنیم، باهم تموم شهر رو دوره میکنیم، زیر بارون قدم میزنیم، باهم بستنی و شکلات میخوریم، باهم میخندیم، باهم روزنامه ها، مجله ها، کتاب ها رو زیر بیدمجنون همیشگی میخونیم، باهم دور جهانو میگردیم... من دوستت دارم دوست داشتنی ترین، دوست نداشتنی جهان:)

دوستت دارم... ندای من:)

Nedgoli

هر گاه به نام زنی ترانه ای سرودم،
قومم بر من تاختند:
�چگونه است که شعری برای وطن نمی گویی؟�
و آیا زن چیزی جز وطن است؟
آه.. کاش آن که مرا می خوانَد،
دریابد
عشق نگاشته های من
تنها برای آزادی وطن است...💜💙

نزار جانِ قبانی:)

دلی نویس: میان واژه ها دنبال چه میگردی گلی؟ عطری، ردی، کلمه ای، هر چه مرا به تو وصل کند، هر چه مرا وصل به این زندگی کند:)

در مسیری بودم و چشمان نم زده ی خاطره هام به دیدن اینهمه سبزی گل های طلایی، کهربایی، صورتی و سبزه زار، پر از عشق شد، در دل گفتم، بخند، درسته شرایط سختیه ولی زندگی از لا به لای همین سختیا میاد، همین شدن و نشدنا، بهار پارسال رو یادته در نعمت فراوان بودی، پر از لبخند و شادانه، این بهار در سختی و فشار، بازم چیزی از معنای زندگی کم نشده، شبنم شادی به روی لب هام پهن شد، در دل خندیدم به این درد مدام، این دور افتادن از مردمان، این دلشکستگیا، این تنهایی، این سخت در خلال زندگی،

خدای من این مرحله، این دردا رو خودت کمتر کن، یا صبر منو بیشتر کن..

بازم دوستت دارم....

شکرت نقطه پایان.

Nedgoli

هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ ( او(خداوند) با شماست هرجا که باشید♡☆

هر کجا ک میرم با منی:) شکرت خدای من:)

از دیشب ک تماما اشک بودم و با دلی رنجور به خواب رفتم، و خواب اینقدر سنگین بود ک برای نماز عشق پانشدم، دقایقی پیش با صدای اذان گوشی دل از خواب کندم و وضو ساختم و رکعتی برای صبح خوندم. دعا کردم، ببخش منو گله کردم، اشک از گوشه ی چشم چپم چکید و امتداد پیدا کرد به روی قلبم و دهانم مث ماهی جدا افتاده از اب باز و بسته میشد و شوری اشک به زبانم گسترش پیدا میکرد، قلبم چنان مچاله و فشار الود میشه ک انگار تنگه قفسه ی سینه براش،

این حس بیقراری و گله و اشک و داره نفس میبره ازم، خدای مهربون من، میدونم داری نگام میکنی و گاهی دست به شونه ام میزنی که پاشو زن، میگذره ازت انتظار قوی بودن دارم، حق دارم برای قلبم سوگوار باشم؟ گله کنم ازت؟

خدایا من دلیل حکمتات از دایره درکم خارچه، ایمانم کمتر از درکشونه، خودت بهم کمک کن، من دوستت دارم با همین دل شکسته و زخمی.. تو بزرگی قشنگم این منم با کارام سهم بهست باتو بودن رو از خودم گرفتم،...

دوستت دارم با همین استخوان درهم شکسته....

اشک های مدام من لطفا ببارین تا سبک شه قلب کوچکم..

روزای خوبم میاد گلی...

ان شالله..

دوستت دارم...

Nedgoli

...

استانه ی فروپاشی!

با کلامی تمام انچه ک بودم، انچه مرا وصل میکرد به این کهنه ریسمان زندگی، به ناگاه و به بکبار پاره شد و فرو ریخت..

فرو ریختم و تلی از اوارهای ریز و درشت، چوبی، گلی، خشتی، شیشه ای، هر انچه بودم تماما فرو ریخت از من چه ماند بعد این مهیب زلزله!

صدایی نبود، بمبی نبود، تیزی خنجری نبود، فقط چند جمله، همین کافی بود تا پاره شود این رشته! در میان غبار و خاک این آوار تن رنجور و از جنگ برگشته ی و نیمه جان من، با خس خس این ریه ی پر از گرد و خاک دم میگرفتم و به جان کندن بازدم میشد این هوا، سرفه های دردناک من بود ک در ویرانه ی زندگی شنیده میشد به سختی با کمک نور دستان پر مهر او از زیر تلی از ویرانه ها سر و تن به سختی بیرون کشیدم تمام تنم پر از زخم شیشه های بشکن شده ی زندگی بود... و چشمان زخم و اشکی ام خیره بودم به انچه از سر گذشت.. دنیای گلی فروریخت...

دنیای رنگی من در زیر ویرانه ها دفن شد... مرا سرپناه خواندی..

سرپناه فرو ریخت!

پ ن: تمام عمر عاشق بودم... عاشق این زندگانی، فهماندی به من در سراب بودم همه عمر.. باید سفر کنم تا بیابم خودم را.. شاید در دنیایی دیگر...

در سکوت شاعرانه ای مرداب نیلوفری...

من هیچی نبودم.. هیچ جز وقت تلف کنی برای خود و دیگران... تماما اشکم و دلی شکسته... تو راست میگی من هیچم!

Nedgoli

♡عشق♡

««♡✓دوستت داشتم با وجود این که تو را به آغوش نکشیدم و تو را همیشه نمی‌بینم
دوستت داشتم، چون برایت نوشتم، برایت خواندم، به خاطرت خندیدم و به خاطر تو تغییر کردم
تو را دوست داشتم، در حالی که دور بودی ولی نزدیک ترین به قلبم…

_محمود _درویش

Nedgoli

*أنت أجمل شيء ینبض بقلبي کل ليلة

«تو قشنگ‌ترین چیزی هستی که هر شب در قلبم می‌تپد»*

محمود_درویش

شکرانه لحظه ی من، ترنم واژه ها«خدایا شکرت»

بخاطر وجود خداییت که اینقدر قشنگ خدایی میکنی زیبام:)

بخاطر عشق، خانواده، صلح، امنیت، بخاطر زیست، نفس، عاشقی،... شکرت دردانه ی بی همتا:)

عاشق این مسیر شدم، یه سادگی همراه با عشق، سکوت همراه حرف، زندگی با امید...

اینکه فردا رو زیباتر از دیروز متصورم این خوشبختیه، که دنبال نتیجه نیستم و همین تلاش فارغ از نتیجه، امید فارغ از فردا این اکنون و حال زیستن بهم شوق زندگی میده، اینکه با حال دلم خوشه، چون خدایی رو کنارم حس میکنم که همه چیزه:)

اینکه نشستم و با خریدن ابنباتی، بستنی، روسری نازک حریری، شوق میکنه دلم و شادانه میخنده، اینکه هنوز با چیزایی بسیار کوچیک دلم زیر و رو میشه خوشحالم، اینکه خوردن نان و پنیری، حلوایی، سبزی و نانی دلم ذوق میکنه و با ولع بسیار مائده ی خدارو تناول میکنم یعنی حالم رو دوست دارم و فردا، فرداست..

ما ادم هایی ساده ای هستیم شاید پیچیدگی و سواد و نشاط ادم های متجدد شهری رو نداریم اما همین سادگی روزمون، حال خوبمونو میسازه، ما چهره هامون ساده، تفت خورده ی افتابیم، پر از خورشید خوردگی، لپاهمون با خنده ای گل میندازه و رنگ طبیعی خداییم، و سفره هامان پر از شور و شکر و سادگی، گاهی پنیری، گردویی، یتیمچه ای، یتیمکی، سیب و کوکویی اما کنار هم و دل شاد، دل هامان پر از عشق، صفا و سادگی هنوز برقرار..

شکرت یگانه محبوب من:)

دوستت دارم..

Nedgoli
1 2 3 4 5 Next
Archive
News
Authors
Tags
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم