♡تو از قبیله ی لیلی
من از قبیله ی مجنون
تو از سپیده و نوری
من از شقایق پرخون
تو از قبیله ی دریا
من از نژاد کویرم... ♡
و صبح دمان، میان تلالو قرمز و زرد خورشید، سر خواهد زد صبح امید، در ان هنگام شاخه های صلح در زیتون نگاه ما در خواهد تنید، و انجا مرزها شکسته میشوند، فرقه ها به زانو و تمام بت ها به فراموش خانه ی تاریخ خواهند پیوست، در انجا، من ها، توها، ماها معنای دیگری خواهند داشت، در انجا ریتاها عاشقانه محمودها را عاشقی خواهند کرد بدون ترس، بدون نرسیدن ها و عشق انجا معنای عشق است و خوش سحری است ان سحر که مزین به نام ازادی و صلح و در کنار ان وارث زمین...
دوستت دارم
شکوه زندگی، نور من،:) ♡